العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

213

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

اعتماد نيست چون اين روايات قطعى و يقينى نيست فقط اين مطلب از روايات بدست مىآيد كه در ميان اين گناهان گناهى هست كه شرط استحقاق ثواب و يا وعدهء ثواب : بوجود نيامدن آن گناه است و فرق بين اين قول ( كه شرط استحقاق ثواب مرتكب نشدن معصيت است ) و قول به احباط از چند وجه است . اول اينكه از بين رفتن ثواب بنار احباط از جهت تضاد و تنافى اين دو رقم استحقاق است كه نميشود انسان هم مستحق ثواب و هم مستحق عقاب باشد ولى بنا بر اين قول نه از جهت تنافى و تضاد است . دوم اينكه بنا بر قول احباط منافات ميان دو رقم استحقاق است كه بايد استحقاق عقاب مسحل شده باشد تا با استحقاق ثواب آن استحقاق حبط شود و از بين برود و بالعكس پس اگر استحقاق عقاب حاصل نشود ( بهر علتى كه باشد ) حبط هم حاصل نميشود ولى بنا بر اين قول به مجرد انجام معصيت ثواب منتفى ميگردد و همچنين استحقاق ثواب كه ثابت و مستقر شده از بين ميرود ولى اگر استحقاق را مشروط بادامهء ترك معصيت بدانيم و نظر ما اين باشد كه اصل استحقاق متوقف بر انتظار معصيت است تا وقت مرگ بديهى است كه تا وقت مرگ استحقاقى حاصل نشده تا منتفى بشود يا نشود و موقع مرگ است كه وضع انسان از نظر استحقاق معلوم خواهد شد . از اينجا تا يك ورق چون مطالب مبنائى است و در مورد احباط مسائل مطرح فرموده كه خيلى مطلب روشن نيست و لذا تا حديث شماره 7 از ترجمه اين يك ورق خوددارى شد . 7 - كافى . از على بن ابراهيم . . . از ابراهيم بن عمر يمانى از حضرت باقر عليه السّلام كه فرمود . تمام چشمها در روز قيامت گريان است بجز سه چشم . عين سهرت في سبيل اللَّه و عين فاضت من خشيه اللَّه و عين غضت من محارم اللَّه . چشمى كه بيدارى بكشد در راه خدا 2 - چشمى كه اشك بريزد از ترس الهى 3 - چشمى كه از حرامهاى خدا پوشيده شود . بيان . جمله في سبيل اللَّه معانى زيادى را احتمال دارد 1 - يعنى در جهاد در راه خدا بيدار باشد 2 - اعم از جهاد و مسافرت حج و زيارتها 3 و يا از اين هم عمومىتر يعنى بىخوابى ببيند در جهاد و يا سفر حج و زيارت و يا براى اشتغال بعبادت و شب‌زنده‌دارى و يا براى مطالعه علوم دينى و البته اين معناى آخرى از جهت اطلاق كلمه في سبيل اللَّه بهتر و ظاهرتر است . و راجع بجمله فاضت كه به چشم نسبت داده شده اين نسبت مجازى است چون چشم كه فيضان و جريان ندارد بلكه آب چشم و اشك است كه جريان دارد نه خود چشم مانند اينكه مثلا گفته مىشود ناودان جارى شد كه مجاز است چون آب ناودان جارى مىشود و جملهء غضت بصيغهء مجهول است كه گفته مىشود مثلا غض طرفه يعنى چشمش را پائين آورد باز ننمود .